سنگ فرش تنهایی من تا آن دالان پیش رفته٬

من روی سنگ فرشم ماسه پاشیدم٬

اما دریاچه ای ندارم تا صدف هدیه دهد٬

آنجا را میبینی...؟

 ته دالان را میگویم!

جای پایت هنوز پیداست...