معاشران، گره از زلف یار ، باز نکنید
خسته شدم ،
نیست شدم ...
گوشم از این حرف ، پُر است:
" آخرغصُه ، مُردن است !"
مُردن من ،
همین دَم است !
"که از تو دورمانده ام ."
من که بدون روی ِ تو ،
رو ، به هوا ، نمیکنم.
من که بدون چشم تو ،
بنده دعا نمیکنم.
دور شدی ،
کور ، شدم.
"مشعل ِ بی نور شدم."
من !
که بدون اسم ِ تو ،
اسم ، صدا نمیکنم.
ماه ،
چه ماه ِ کاملی !
دست مریزاد ، خدا !
من که بدون روی تو
ماه نگا نمیکنم .
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۸/۱۳ ساعت 7:41 توسط باران
|
من آوریل هستم. همونی که وبلاگ دالتونا رو به تنهایی می چرخونه.