آخ آخ

امروز یه چیزی شنیدم

که جگرم سوخت

یکی از مسئولینه یونی که خیلی خرش میره بهم گفت کار پیدا کردم بهت میگم.امروز واسه یه جایی که شنیده بودم نیرو می گیرن گفتم بهش زنگ بزنم بپرسم

میدونید چی گفت بهم؟

گفت:آره .خانوم فلانی رو معرفی کردم با دو سه تا دیگه از پسرا رو.

اینو که گفت مثل اینکه دنیا روی سرم خراب شد.یعنی اون دختره رو بیشتر من یادش بود.فکر کن

اون لحظه انقدر جا خوردم که نگو

می خواستم گریه کنم اما اونم نتونستم

خداجون شدنیه؟!